صدایی از کانادا
کارگردان: سیاووش
مجری: عاطفه و سیاووش
برنامه “ویژه روز جهانی زن”
- سرود کمپین یک میلیون امضا برای برابری “من جوانه می زنم“
- شادباش ۸ مارس (روز جهانی زن)
- زن ستیزی در فرهنگ و ادبیات ایران(عاطفه و سیاووش)
- سرود “ای زن تو ای همراهم”
- دستاوردها و چالش های جنبش زنان از ۸ مارس سال گذشته تا ۸ مارس امسال به نقل از نینا وباب(سیاووش)
- کلیپ موسیقی بر روی فیلم مستند مهناز محمدی از تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۴
- گزارشی از مراسم روز جهانی زن و شرایط زنان درگوشه و کنار جهان( عاطفه)
- دو خبر(سیاووش)
- حکم دستگیری حسن البشیر رییس جمهور سودان به جرم مشارکت در بحران دارفور
- موسیقی “چهار زن” با صدای نینا سیمون- اهدای جایزه “شعر خبرنگاران” به “من گرگ خیالبافی هستم” سروده الیاس علوی
- فرازهایی از برنامه آپارات بی بی سی در مورد دیانا ثاقب (فیلم ساز افغانی) و خواهرش سبرینا (نماینده مجلس افغانستان) و شرایط زنان افغان(عاطفه)
- بررسی تاریخ جنبش زنان در ایران (از “جنبش نان” تا دهه پنجاه خورشیدی )(فرزانه)
- معرفی طاهره قره العین: شاعر، سخنور، نظریه پرداز و مبارز حقوق زنان ( آزاده )
- پیش درامدی بر کنسرت های ۱۴ مارچ در ونکووور (پونه و علیرضا)
-گزارش مشروح درباره تلاقی کنسرت های دریا دادور و محسن نامجو (پویا)
کیفیت بالا [۵۹:۵۹m]: Play Now | Play in Popup | Download
کیفیت پایین [۵۹:۵۹m]: Play Now | Play in Popup | Download
پونه
اسفند ۲۲م، ۱۳۸۷ در زمان ۹:۵۳ ب.ظ
خیلی برنامه خوب و جامعی بود ازجمله برنامه هایی که محور موضوعی داشت و اطلاعات دست اولی رو آماده کرده بودین !
یکی از نقاط قوت این برنامه که زیاد حول محور موضوع برنامه هم نبود برنامه پویا که با برگزار کنندگان کنسرت ها و بچه ها مصاحبه کرده بود خیلی عالی بود
واقعا من به شخصه فهمیدم که آقای شهروز چی در نظرش داره و آقای کوشا چی
وخیلی متاسفم که عوض اثر تکمیلی اثر تخریبی دارن واقعا کاش یکی از تورنتو بیاد و بگه که برنامه دریا دادور چطوری بوده؟آیا ونکووری ها تعصب محلی دارند و برای این برنامه دریا شلوغ میشه؟
با اینهمه هرچند من کنسرت نامجو رو تصمیم دارم برم ولی از صحبت های آقای کوشا خیلی خوشم اومد.
شیدا
اسفند ۲۳م، ۱۳۸۷ در زمان ۱:۳۶ ق.ظ
شاهنامهستیزی در کافه رادیو…
آخر خوب بلد نیستی چیزی را نگو، یا بگو که فکر کنم اینجوری باشد یا این که بگو که به نظر من اینجوری و نه بیا با قاطعیت استناد کن به این شعر ف…
مهدی
اسفند ۲۴م، ۱۳۸۷ در زمان ۱:۱۱ ق.ظ
گفتم ساعت ۲ صبحه و منم خواب زده بیام یه چی بگم حضور فعال بهم برسونم. این دو سه برنامه آخر همچینی خوب و حرفه ای شده. فکر کنم همینجوری پیش برید بی بی سی بدزده چندتاتون رو. ولی جدا گود جاب گایز. کیپ دِ گود وورک…
میم
اسفند ۲۴م، ۱۳۸۷ در زمان ۵:۳۶ ق.ظ
خسته نباشید!
من به عنوان یک شنونده با نظر شیدا به طور کامل موافق نیستم!
البته شاید گوینده می تونست تاکید کمتری روی قضاوت بر ابیات بکنه ولی بازهم شنیدنشان جالب بود و در عین حال ارادت من رو نسبت به فردوسی و شاهنامه کم تر (یا زیادتر) نکرد.
در مورد گوینده مرد در یکی از برنامه های پیشین هم شاید می بایستی زودتر از این می گفتم که به نظر من صداشون مشکلی نداشت و قابل فهم و (چه بسا با نمک) بود.
گردآفرید رو البته من هم می خواستم متذکر بشم. لطفا دقت کنید!
استودیو 19
اسفند ۲۴م، ۱۳۸۷ در زمان ۷:۳۱ ق.ظ
سلام دوستان ، خسته نباشید .
به رادیوی ما هم سر بزنید . ( آماده تبادل لینک )
سیاووش
اسفند ۲۴م، ۱۳۸۷ در زمان ۱:۲۱ ب.ظ
نخست اینکه به عنوان مجری از همه شوندگان به خاطر اشتباهی که در ادای نام “گُرد آفرید”، یکی از زنان نامدار شاهنامه در برنامه ۵۶ مرتکب شدم عذر خواهی می کنم. به هر حال نوشتار شیدا حاصلش کمی غصه بود و تواضع بسیار:
خطای بندگان باشد بهر حال
که تا پیدا شود عفو بزرگان
اشتباه من چه از روی بی سوادی بوده، چه خطای لفظی (به اصطلاح تُپُق) نبایستی در یک برنامه با محوریت فرهنگی رخ می داده و تاسف عمیق من از این مطلب در چند سطر نمی گنجد.
اما برنامه های کافه رادیو حاصل تلاش یک گروه سخت کوش و بی ادعاست که به صورت داوطلبانه و با صرف انرژی و وقت خودشان به تهیه برنامه می پردازندو چنین لغزشی نباید و نشاید به حساب کافه رادیو و تیم آن نوشته شود. به لیست ۷-۸ نفری که در ساخت برنامه ۵۶ شرکت داشتند نگاه کنید. وهن تلاش همه این دوستان گرامی به بهانه عیب و اشتباه من نهایت بی انصافی و بی اخلاقی است.
خلاصه آنکه خسته از راه رسیدم و آن متن پر طمطراق خواندم…آیا بگریم یا بخندم؟
از یک سو، خرسندم که یک نفر، هرچند بی اخلاق و با آن ادبیات تحقیر کننده ، به برنامه ها گوش می دهد و نظر ارائه می کند.
از سوی دیگر، یکی از پایه های اخلاقی سرزمین ما همواره آموزه های آشو زرتشت و به ویژه گفتار نیک و پندار نیک بوده که متاسفانه اثری از این پیغام در آن نوشتار موهن به چشم نمی خورد.
آنچه درسرزنش برنامه ما گفته شده نه نقدی سازنده که فسقی گزنده بوده . خامه را بسان تیغ هم می توان برای جراحی و اصلاح به دست گرفت و هم برای هتاکی و انحراف. آن سطور نه نشان از قصد انتقاد که حکایت از غرضِ عناد دارند.
با ادای احترام و تواضع ، همچنان بر سر ادعای خودم مبنی بر زن ستیزی در شاهنامه و به طور کلی در ادبیات و فرهنگ ایران می ایستم.
یکی از این ابیات (زن و اژدها هر دو ناپاک به…) از داستان سیاووش است که به خاطر نیرنگ و ادعای دروغ یک زن (رودابه) باید از آتش گذر کند تا صداقت خود اثبات نماید( باز زنی با دلبری و عشوه گری مرد معصوم بی گناه را به دام انداخته! زن دگر بار نماد فریب و گناه معرفی شده و مرد قربانی او!). فردوسی هم از این فرصت بهره جسته و زنان را به طور کل کوبیده و به مردان زنهار می دهد که از زن بد بپرهیزند(کجاست این هشدار به زنان در مورد مردان بد آنگاه که فردوسی داستان ضحاک و قصه افراسیاب را می سراید؟) اگر هم مجال دست داد نمونه های دیگری را چه در شاهنامه و چه در آثار بزرگ ادبی دیگران نقل خواهم کرد.
هدف از طرح این موضوع هتک فردوسی نیست که عجم زنده کردنش به این پارسی ما را تا امروز وامدارآن شاعر بزرگ کرده، اما انگیزه از پیش کشاندن این مساله اشاره به این حقیقت تلخ است که نگرش نسبت به زن در ایران همواره منفی بوده و اصلاح شرایط زنان مستلزم کار فرهنگی در سطح گسترده و تغییر طرز تفکر غالب در سرزمین ما می باشد.
اتفاقا ابیاتی که این دوست به آنها به عنوان ستایش از زن استناد کرده بهترین مدعا بر حقانیت سخنانی است که در برنامه ایراد شد.
این عالم ربانی به سبک سوفِسطایان یونانی در سخنانی نغز و با اشتیاق حاصل ازمچگیری از ما، اهل جاهلیت، در جایی می گوید”در ادامه شماری از بیتهای شاهنامه که به مقام بالای زن پرداخته را میآورم” و سپس چند بیتی را نقل می کند که “بهی” زن را یکی در “فرخ پسر”زاییدن او می داند (یعنی نخست اینکه زن بودن به زایش است و دوم آنکه هر زایشی هم پذیرفتنی نیست بلکه باید پسر زایید و نه دختر تا در زمره زنان نیک قرار گرفت!) . در ادامه همان ابیات هم شاعر می گوید که زن خوب باید موی خود را بپوشاند! این هم نمونه های ستایش زن در شاهنامه!
نگارنده چنان مست رسوا کردن ما گشته که فراموش کرده دستکم ابیاتی را که برای عتاب ما بر می گزیند با دقت بخواند و در معنی آن تامل نماید.
چه دردی است دشمنِ نادان خدایا!
مهم نیست که انتقاد کنند، اشکالی هم ندارد به هزار و یک ناسزا مارا بنوازند که چرا در تلفظ اشتباهی مرتکب شدم (دنده ام نرم دفعه دیگر حواسم را جمع کنم! ) اما
غیب ندانند مگر اهل غیب
عیب نبینند بجز اهل عیب
و دگر آنکه خطاب به شیدایان تخریب ومدعیان تنقیح باید گفت:
ننگ ها دیدیم اندر دفتر و طومارشان /دفتر و طومار ما را زان سبب پیچیده اند
ما سبکساریم، از لغزیدن ما چاره نیست /عاقلان با این گرانسگی چرا لغزیده اند؟
رادیوو اینترنتی استودیو 19
اسفند ۲۵م، ۱۳۸۷ در زمان ۳:۱۲ ق.ظ
سلام دوستان ، رادیو اینترنتی استودیو ۱۹ با برنامه جدید تاریخچه نوروز منتظر شماست .
مهدی
اسفند ۲۵م، ۱۳۸۷ در زمان ۹:۵۶ ق.ظ
انتقاد کردن هنری است که معدود افرادی از آن بهره مندند…
امین
اسفند ۲۸م، ۱۳۸۷ در زمان ۱۱:۵۸ ق.ظ
سلام
چرا اینقدر زن تو زن شده؟
به مناسبت روز جهانی زنه؟